تعلیم و تربیه
نويسندگان
امکانات وب

اصطلاح و مفهوم پیداگوژی

 

پیداگوژی اصطلاح یونانی است که معنی آن سوق و اداره اطفال بوده و متدرجاً به یک اصطلاح عمومی در آمده است .

پیداگوژی «  Pedagogy  » از نظر لغوی به معنی هنر و علم تربیت کودکان است . پیداگوژی اساساً از کلمه یونانی پیداگوسویی گرفته شده که معنی آن طفل ( بچه ) را ببر و بیاور می باشد و از کلمات چون : پیس  Pais  ، پید  Paid  یا پیدو  Peedo  به معنای طفل (کودک) و کلمات اگوک  Agoge  یا اگوگس  Agogos  به معنای رهنما و رهبر مشتق گردیده است ، که در حقیقت مفهوم سوق ، رهنمایی و اداره اطفال را افاده می کند .

به بیان دیگر پیداگوژی را میتوان علم آموزش و پرورش کودکان و یا فن و هنر تعلیم و تربیه کودکان نامید .

در یونان باستان که طبقات جامعه را تحت پوشش قرار داده بود . امیران خدمتگاران مخصوص داشتند که اطفال شانرا در وقت بازگشت به مکتب و جمنازیوم کمک و همراهی میکردند .

این خدمتگاران را پیداگوگوس «  Pedagogues  » می نامیدند . پیداگوگوس ها در خانواده های آتنی ها مسوولیت محافظت و مراقبت اطفال را نیز به عهده داشتند .

رومن ها در حدود قرن اول قبل از میلاد یعنی در اخیر دوره جمهوریت کلمه پیداگوگوس را از یونانی ها به اقتباس گرفتند و آنرا در علم و تدریس اطفال بکار بردند . چنانچه دیده میشود که پیداگوگوس ها تحت قیادت رومن ها به تعلیم و تربیه غلام بچه های دربار امپراطور ، اشخاص ثروتمند ، نجبا و امثال آن اشتغال داشته اند .

اما در قرن معاصر افتخار پیداگوگ را اشخاص میتواند کسب نمایند که در علم تعلیم و تربیه وارد بوده و صاحب تیوری و عمل در این رشته باشند .

 

تعریف پیداگوژی :

پیداگوژی علمیست که مستقیماً با مسایل مختلف آموزش ، پرورش و تدریس سروکار دارد . یعنی علمیست که در باره تدریس و آموزش بحث میکند . پیداگوژی جریانات تدریس و آموزش را تحت مطالعه و بررسی قرار داده و برای آنها اصول و پرنسیب های علمی و قانونمندی عمومی تیوریکی را تهیه و ترتیب می نماید . میتوان آنرا چنین تعریف کرد :

پیداگوژی عبارت از علم تعلیم و تربیه انسان است که اهداف و قضایای آن به خواسته های حیات اجتماعی در شرایط معیین تاریخی پاسخگو باشد . به عبارت دیگر میتوان ادعا نمود : پیداگوژی علمیست که بخشی از فعالیت های اجتماعی را مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد . این فعالیتها عبارت از موضوعات تعلیم و تربیه افراد یک جامعه است که در تشکیل شخصیت آنها به حیث اعضای مفید و سالم جامعه نقش مهم و اساسی دارد .

 

تاریخچه پیدالیتس و تحول پیداگوژی :

در ارتبـــــــاط به تـــــاریخچه پیدالیتس و تحول پیداگوژی در کتاب لغت نامه فلسفی اندریلالند  ( Andre Lalande )  چنین تذکر گردیده است : پیداگوژی کلمه یونانی پیداگوگوس منشأ گرفته است که در یونان قدیم وظیفه اداره و هدایت اطفال را به دوش داشتند . درین کتاب معنای مجازی پیداگوژی ، تربیت به خصوص تربیت اخلاقی در نظر گرفته شده است . اما در کتاب لغت نامه بویسون  ( Buisson )  این نظر مورد انتقاد قرار گرفته و تذکر گردیده است که نخست پیداگوژی با تربیت و حتی با هنر مربیان موفق که دارای تجربه علمی نباشد ، در تفاوت قرار می گیرد . دوم اینکه قلمرو پیداگوژی تنها به تربیت اخلاقی محدود نمانده ، بلکه به چشم و هوش به همان اندازه ارتباط می گیرد که به اخلاق مربوط است . در کتاب بویسون پیداگوژی در «  علم تربیت بدنی ، ذهنی و اخلاقی » تعریف شده است .

امیل دورکیم عالم شهیر فرانسوی در چاپ بعدی کتاب لغت نامه فلسفی در سال 1911 تفاوت پیداگوژی با تربیت و هنر مربیان موفق را تائید نموده ، اما این دیدگاه برایش قانع کننده نبوده ، وی به این باور است که پیداگوژی مطالعه و طرزالعمل نظام های تربیتی است که نوعی تاریخ و جامعه شناسی محسوب می شود .

کرچن شتایز  ( Kerchen Shteiner )  معتقد بر این است که به هیچ صورت نمی توان پیداگوژی را با تکنیک به مقایسه گرفت . زیرا تربیت عملیه ایست که باعث آگاهی وجدان یک فرد بر وجدان فرد دیگر میگردد . این تاثیرات برمبنأ قانون محبت و روابط انسانی استوار بوده و با عمل تکنیکی مغایریت دارد . به نظر وی پیداگوژی بدون کاربرد روانشناسی ، اخلاق و جامعه شناسی خود مستقلانه عمل می نماید . زیرا قضایای اصلی آن از مفاهیم اساسی که از طریق تجربه و تحلیل دقیق واقعیت ها به دست آمده است استخراج می شود .

پل لاپی  ( Paul Lapie ) در سال 1915 در خصوص پیداگوژی نوشت : « پیداگوژی می کوشد روشهای علوم مثبت را به عاریت گیرد . در گذشته ها نظریه های پیداگوژی از فرضیه های فزیک ، منابع ادبی و طرحهای سیاسی اقتباس می شد . اما اکنون این نظریه ها همانند نتایج قوانین روانشناسی و جامعه شناسی ارائه می شود » .

لوسین سل لوریر  ( Lucien Celleorier )  در سال 1995 در طرح کلی علم پیداگوژی ، هدف پیداگوژی را جستجوی قوانین مربوط به پدیده هایی که در تعلیم و تربیت به ظهور می رسند و بر آن تاثیر می گذارند بیان کرده است .

سیر تاریخی پیداگوژی و نگاه بتاریخ خلقت انسانها و تکامل جوامع بشری اندازیم ، در خواهیم یافت که انسانها از بدو خلقت و پیدایش به منظور حفظ بقای خویش به کار آغاز نموده و با پیامد های ناگواز طبیعت به مبارزه برخاست ، گروه های انسانی عرض وجود کرد و به گروه های اطفال ، نوجوانان ، جوانان و بزرگسالان تشکل گردید . نوجوانان و جوانان به منظور کسب مواد ارتزاقی به محلات دیگر رهسپار میگردیدند . اطفال و کهنسالان در محلات باقی می ماندند . موسفیدان متکفل تغذیه و پرورش خردسالان می شدند . در جریان تغذیه و نگهداری آن ها تجارب شانرا در جمع آوری حاصلات طبیعی ، شکستاندن چوب ، افروختن آتش ، شکار حیوانات ، مقاومت در برابر مصائب و آلام ، ابراز مهربانی و دلسوزی ، تبارز قهر وغضب ، تهیه غذا و لباس ، حفاظت و نگهداری محل بود و باش ( کاشانه و مغازه ) و امثال آنرا به اطفال می آموختند . در اینجاست که نخستین نهاد های آموزشی ( شیرخوارگاه ها )، کودکستانها و مدارس به شکل نهایت ابتدائی آن در بین توده های بشری هسته گذاری گردید . با استناد مطالب متذکره به یقین کامل گفته میتوانیم که تعلیم و تربیه همزمان با خلقت انسان به میان آمده است .

تاریخ اولین موسسات تربیتی را بنام ( خانه جوانان ) در آسیای صغیر یعنی ترکیه فعلی و اطراف آن تثبیت میکند . افتخار رهنمایی اطفال و جوانان را در این خانه ها زنان و موسفیدان به عهده داشتند . در خانه جوانان قواعد فرهنگی ، سنن ملی ، سرود موسیقی و امور مذهبی تدریس میگردید . ولی با کمال تأسف در اجتماع بشری طبقات عرض وجود کرد ، وجود طبقات موجب آن گردید که تعلیم و تربیه شکل طبقاتی به خود گیرد . طوریکه اطفال نجبا به تعلیم و تربیه بپردازند و اطفال غربا در کار های جسمانی گماشته شوند .

در حدود ( 5000 ) پنج هزار سال قبل برای آموختن سواد موسسات تعلیمی مخصوص به میان آمد که بنام مکتب یاد می شد . تقریباً همزمان با ایجاد مکتب ، مالکیت خصوصی نیز ایجاد گردید و جامعه به طبقات تقسیم گردید .

با تقسیم جامعه طبقاتی خاصیت تربیت نیز تغیر یافت و خاصیت همگانی خود را از دست داد و مکتب جانشین ( خانه جوانان ) گردید .

مکتب برای استفاده ثروتمندان و اشخاص صاحب نفوذ بیشتر مساعد بود و اطفال ثروتمند در مکاتب برای رهبری تربیت می شدند . وظیفه تدریس را در این مکاتب روحانیون عهده دار بودند .

گفتنی است که مکتب کلمه یونانی بوده و معنای آن ( فارغ بودن از کار است ) . در یونان قدیم کلمه مکتب به جای اطلاق می شد که بزرگسالان و اشخاص دانشمند همراه اطفال مباحثه می کردند . بعد ها مکتب شکل یک موسسه تعلیمی و تربیتی را به خود گرفت که تا الحال به همان نام یاد می شود .

به تاریخ تعلیم و تربیه مراحل تکاملی را در ادوار تاریخی پیموده و شکل پذیری به خود گرفته است .

پیامبران ، به طریقه وحی و الهام از مبدئی متعالی و هم متفکران بشری به یاری اندیشه های نظری به تعلیم و تربیه بشر پرداخته اند و در پرتو آنها خطوط کلی زندگی شایسته ای بنی آدم را ترسیم کرده اند .

سقراط ( میتود آموزش ) و ( میتود مشوره ) را ایجاد کرد و رساله افلاطون که جامعه ایده آل او بر پایه تعبیری از عدالت مطرح و معرفی می شود ، رساله تربیتی نیز می باشد . وی دوره های تعلیمی را برای اطفال قبل از مکتب ، داخل مکتب و تعلیمات بزرگسالان تقسیم نمود . ارسطو نیز در کتاب اخلاق نیکو و سیاست در مورد ماهیت تعلیم و تربیه نظریاتی ارائه کرده است . موصوف حق تحصیل را برای همه افراد جامعه بشری مساوی اعلان نمود . دیموکران ثابت کرد که انسان به اساس فعالیت و زحمتکشی خویش آفریننده زیبائی هاست .

نظریات یونان باستان ، بخصوص در قرن چهارم قبل از میلاد که آنرا میتوان عصر شگوفایی اندیشمندان یونانی نامید تفکر در تعلیم و تربیه از عمق و جامعیت بی سابقه ای برخوردار شد . در هندوستان مکاتب اصول تدریس و در چین مکاتب ابتدائی و عالی بمیان آمد . نظم و دسپلین مکاتب مورد توجه قرار گرفتند . مجازات جسمی مجاز گردید .

خواندن ، نوشتن ، حساب ، هندسه ، نجوم ، تخنیک ، جغرافیه ، طب و فلسفه مضامینی بودند که یکی پی دیگری عرض وجود نمودند و راه تکامل را به پیش گرفتند . در یونان دروس سیاسی ب سائر مضامین افزوده گردید .

قابل تذکر است که یک عده از مورخین غربی در بررسی تاریخ تعلیم و تربیه منشأ و منبع نخستین نظام تعلیمی و تربیتی را یونان و روم قدیم میدانند ، در حالیکه قبل از یونان و روم تمدن های بزرگی در سائر کشور های جهان بخصوص در کشور های شرقی مانند مصر ، بین النهرین ، هند ، چین ، ایران و خراسان زمین ( افغانستان ) نیز نظام های تعلیمی که نمایانگر تمدن های معتبری بوده که از درخشندکی و خصوصیات ویژه ای برخوردار بوده است که اندیشه های تربیتی یونانیان را تحت تاثیر قرار داده است .

در روم قدیم نیز متفکرانی بزرگ و مشهور که ضمناً از جمله خطبای نامدار آن سرزمین به شمار میروند چون : سبسرون ( 106 – 430 ق م ) ، کونتیلـــــیان ( 230 – 290 ) و پلوتارک ( 46 – 120 م ) آثاری در ارتباط به تعلیم و تربیه برجا نهاده . قرون میانه اروپا را باید عصر رونق تعلیم و تربیه مسیحی بر پایه تعالیم کلیسای روم دانست . در این دوره هزار ساله تعلیم و تربیه راهی پرفراز و نشیب را با سیری بطی طی کرد . با وجود آن این دوره با سقراط امپراطوری روم که در نتیجه آن اروپا قرنها دچار بحران سیاسی و فرهنگی گردید ، کلیسا ها تنها نهادی بودند که مشعل تربیت را هرچند با فروغی کم در مدارس ، دیر ها و کلیسا ها روشن نگهداشتند . طوریکه ایمل دورکیم متذکر شده است ، نباید فراموش کرد که دانشگا های اروپای عصر اسکولاستیک ( قرون 12 و 13 ) نهاد های اند که در آغوش کلیسا و با حمایت آن به وجود آمدند .

دوره رنسانس ایجادگر جهان بینی غربی به انسانگرایی است . این دوره شاهد تحولات عمیق در بخش های مختلف زندگی انســـــــــان غربی بوده است . نظر عمل تعلیم و تربیه تحول پذیر گردید . گروه از متفکران از قیود سنگینی که قرون وسطی به انسان غربی تحمیل کرده بود ، خسته شده بودند . برای رهایی از این قیود و مخصوصاً برای اجتناب از یکه تازی و یک بعدی نظام تعلیمی ، آموزشی وسعت نگروگسترده را برای نسل جوان در پیش گرفت . آن تربیتی که موجب گردد تا همه قوای انسان اعم از جسمی ، عقلی ، اخلاقی و عـــــــــاطفی به فعل در اید . رابله ( 1490 – 1553 م ) پیش تاز این نظریه است : وی با تاکید فراوان ، نسل جوان را به فراگیری تمام دانشها اعم از نظری ، عملی ، ریاضی ، زبان و ادبیات ترغیب کرده است .

در قرن هفدهم در نظریه تعلیم و تربیه اروپایی تحول مهمی رونما گردید یعنی نیاز به معرفت تجربی که مبنای معرفت عملی است احساس شد . جان آموس کامینوس از دانشمندان است که در نظریه تربیتی خود به این نیاز توجه کرده است و قرن هفدهم مشهور به قرن کامینوس و جان لاک است .

قرن هجدم میلادی را از نگاه تعلیم و تربیه میتوان قرن ژان ژاک روسو ( 1712 – 1778 ) و پیروان او خواند . روسو مبتکر اندیشه طبیعت گرایی در آموزش و پرورش و بنیانگذار این نظریه است که انسان فطرتاً نیک زاده است .

قرن نزدهم عصر نظریات تربیتی نومن است که به وجوه نظری تعلیم و تربیه تاثیر گذاشت . ایدیالیسم ایما نوئل کانت گرچه به ربع اخیر قرن هجدهم تعلق دارد ، بیشتر بر اندیشه های فکری و تربیتی قرن به وجود آمد می توان از ایدیالیسم هگل ، ماتریالیسم مارکس ، اگوست کنت و بخصوص از عملگرایی ویلیام جیمز و جان دیوئی نام برد .

همه این نظریات تربیتی از اوایل قرن بیست تفکر را در تعلیم و تربیه غنا بخشید و زمینه را برای تکامل مراحل بعدی هموار ساخت .

 

موضوع پیداگوژی :

این یک حقیقت مسلم است که هر رشته ای از علوم موضوع مشخصی را تحقیق و بررسی می کند . و به منظور درک و تشخیص بیشتر واقیعت ها ، حقایق ، اهداف ، قوانین ، پرنسیپ ها ، میتودلوژی و تاریخ بخصوص دارد . پیداگوژی نیز بحیث یکی از رشته های علوم اجتماعی موضوع مشخص را مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد و از خود اهداف ، پرنسیپ ها ، میتودلوژی و تاریخ خاص دارد .

موضوع اساسی پیداگوژی شامل فعالیت ها ، نظریات و جریانات تعلیم و تربیه است که در رشد و تکامل همه جانبه شخصیت انسان نقش بارز دارد . بنابراین موضوع اساسی پیداگوژی را مسایل و موضوعات مربوط به تعلیم و تربیه تشکیل میدهد .

 

معنی و مفهوم تعلیم و تربیه :

لغتی که به کمک آن معنی به قالب لفظ در می آید همیشه و نزد همه کس مفهوم و مدلول روشنی ندارد ، از یک لغت واحد هر کس استنباط دارد . که خاص خود اوست و با استنباط دیگران از همان لغت کم و بیش متفاوت است .

مثلاً معنی لغت کثیر را استعمال « تعلیم و تربیه » نه تنها برای همه کسانیکه آن را بکار میبرند روشن نیست ، بلکه اکثر متخصصان هم در باره مفهوم آن اتفاق نظر کامل ندارند . بررسی معنی و مفهوم تعلیم و تربیه در همه مطالعات مربوط از اولویت برخوردار است . اولویت این بحث ناشی از آثار مطلوبی است که خواه نا خواه بر عدم ادراک صحیح یعنی تعلیم و تربیت از طرف مربیان و دیگر کسانیکه از دور و نزدیک در تحقق تعلیم و تربیت نسل جوان مشارکت دارند ترتیب می شود . زیرا عدم ادراک معنی تعلیم و تربیت واقعی ممکن سبب شود که در فعالیت های تربیتی آنچه در واقع وسیله ای بیش نیست هدف انگاشته شود و جریان رشد و در نیمه راه متوقف گردد .

برای آشنایی بیشتر با مفهوم تعلیم و تربیه اولا ًمعنی لغوی آن را توضح و بعدا ً تعاریف را از دیدگاه های مختلف بیان خواهیم داشت .

در حقیقت اصطلاح تعلیم و تربیه از کلمه  ( Education )  زبان لاتینی گرفته شده است که معنی محافظت ، زرع و نمو را میرســـــــــاند . چنانچه از همان آغاز این اصطلاح به منظور محافظت از یک حیوان ، زرع یک نبات ، پرورش و نموی یک انسان مورد استفاده قرار گرفته است . اما به مرور زمان معنی و مفهوم این کلمه تغییر پذیرفت و تنها به منظور مراقبت راهنما و پرورش انسان بکار میرفت و پیرامون فعالیت ها و نظریات تعلیم و تربیه انسان از آن استفاده بعمل آمد . نظر به اینکه از طریق تعلیم و تربیه میتوان رشد فردی و رفاه جمعی را فراهم آورد . این جریان در زندگی فرد نقش مهم دارد ، و بطور کلی رشد استعداد ها فردی ، تحکیم پایه های زندگی جمعی ، گسترش آرمان های ملی و بین الملی و ایجاد تفاهم بین افراد در سایه تعلیم و تربیه صورت می گیرد .

چنانچه که قبلاً تذکر یافت از مفهوم تعلیم و تربیه برداشت ها گوناگون و تعاریف مختلف ارائه شده . اما درک واقعی و درست آن نیز ضروری و مهم به نظر میرسد تا با توجه به مفهوم که از تعلیم و تربیه داریم فعالیت ها و اهداف ، پروگرام ها و پلان ها را به اساس برداشت و مفهوم آن منظم بنمایم . بنابر همین ضرورت تا حدلاامکان از نقطه نظر دانشمندان مختلف تعاریفی را ارائه نمایم که در مجموع برای شما یک نوع ذهنیت و طرز تلقی نسبتاً صحیح را از تعلیم و تربیه بدهند . و همچنان نا گفته نباید گذاشت که تعلیم و تربیه در زمان های مختلف ، مفاهم گوناگونی را بخود گرفته و نظر به شرایط عقیده تی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و . . . . . . تحول یافته است .

امیل دورکیم جامعه شناس معروف فرانسوی میگوید : « تعلیم و تربیه عبارت است از فن اجتماعی کردن انسان ها » .

مونتینی مربی و فیلسوف فرانسوی میگوید : « تعلیم و تربیه تنها توجه به محفوظات نیست ، زیرا این امر مهم کودک را برای زندگی آماده نمی سازد بلکه هدف تربیت عبارت است از هنر سازنده گی انسان ها که برای زندگی مفید و موثر بار آید » .

پستالوزی مربی و روانشناس تربیتی در تعریف تعلیم و تربیت میگوید : « تعلیم و تربیه عبارت است از رشد طبیعی ، تدریجی و هماهنگ کلیه استعداد ها و نیروهای موجود در انسان  » .

هربـــــات مربی و فیلسوف آلمانی میگوید : « تعلیم و تربیت عبارت است از مراقبت کودک و تعلیم معلوماتیکه او را صاحب هنر و مهارت و فضیلت و تقوا نماید . و هدف از این تعلیمات باید دست یابی به کمال شخصیت یعنی اعتدال و هماهنگی جسم و روح را فراهم سازد » .

فروبل مربی بزرگ آلمان معتقد است که : « تعلیم و تربیه رشد و تکامل نیروها و استعداد ها بالقوه موجود در نهان آدمی است » .

جان دوی فیلسوف بزرگ امریکایی میگوید : « تعلیم و تربیه را تجدید سازمان تجربیات فرد میداند و تجربه را حاصل بر خورد متقابل فرد و محیط میداند » .

بطور کلی از تعلیم و تربیه تعاریف زیادی بعمل آمده است که ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره می نمایم :

1-    جریانات کلی رشد توانایی و رفتار انسان را تعلیم و تربیه گویند .

2-    تعلیم و تربیه جریانی اجتماعی است که بوسیله آن انسان به شایستگی اجتماعی و رشد فردی میرسد ، این جریان بوسیله نهادی چون مکتب انجام می شود .

3-    تعلیم و تربیه فعالیت است مداوم ، جامع و برای همه ، برای رشد و تعالی انسان ، غنای فرهنگی و تکامل جامعه .

4-    تعلیم و تربیه ، آموزشی سازمان یافته و پیوسته ای است که برای انتقال مجموعه ای از دانش و مهارت های که برای کلیه فعالیت های زندگی ارزشمند می باشد طراحی گشته است .

5-    تعلیم و تربیه یعنی آمـــــاده ساختن فرد بطوریکه نه تنها با محیط وفق یابد ، بلکه بتواند در آن محیط دخل و تهرف کند و نتیجه آن موجب رشد دایمی فردی و اجتماعی گردد .

6-    تعلیم و تربیه عبارت از رشد قوه قضاوت صحیح است .

7-    تعلیم و تربیه عبارت است از دو باره سازی یا دو باره سازمان دادن تجربه ، البته به این منظور که معنای تجارب گسترش یابد و فرد را برای هدایت و کنترول بعدی قادر سازد .

8-    تعلیم و تربیه عبارت است از هدایت یا راهنمایی رشد فرد .

همچنان باید توجه داشت که « تعلیم » و « تربیت » یا « آموزش » و « پرورش » یک مفهوم در نظر است یعنی این دو را « تعلیم » و« تربیت » از یکدیگر جدا نه پنداریم . تعلیم و تربیت لازم و ملزوم یکدیگر اند و جدای نـــــــــاپذیر است . چنانچه که در زبان انگلیسی نیز این هر دو تحت یک نام  Education  بکار میرود .

بهرحال ، نظر به آنچه که گفته شد اگر تعلیم و تربیه را عرضه اصول و قواعد بهزیستی امروز و فردا در نظر میگریم به اندیشمندان حق خواهیم داد تا آن را به صورت های گوناگون تعبیر کنند ، زیرا پیروان هر یک از مکاتب فکری و فلسفی از تعلیم و تربیه برداشت و مفهوم خاص خود را دارند . بنابراین محور اصلی همه تعاریف « توانـــــــا ساختن نسل جوانتر برای برخورداری از زندگی مطلوب و ایده آل است » به هر صورت می خواهیم نتیجه بگیریم که تعلیم و تربیه چیست ؟ بصورتیکه تصویر کردیم و با استناد به گفته و نظر دانشمندان میتوان چنین نتیجه گرفت که تعلیم و تربیت از جهتی :

1- علم است : چون دارای هدف ، روش ، موضوع و محتوا است . شالوده های عقلی و نظری در آن مطرح است . مسایل آن با روش علمی مشاهده ، تجربه و آزمایش قابل بررسی است .

2- فلسفه است : چون در آن بحث از اهداف و غایت ها است ، اصول و قواعد منطقی و مستدل براساس یافته ها فلسفی در آن مطرح است .

3- فن است : از آن بابت که شالوده عقلی را با روش معیین می کند ، رشد ونمو دادن انسان با بکار بردن فنونی تحت مراقبت در می آید ، زیرا آدمی ممکن است عالم باشد ولی نتواند معلم باشد .

4- هنر است : چون در آن لطافت و ریزه کاریها مطرح است . در جنبه سازنده گی و بازسازی انسان صد ها نکته باریکتر از مو وجود دارد ، و برای دگرگونی فکر و ذهن باید از ظرافت ها سود جست .

5- دانش توآم با هنر است : چون در آن مساله نفوذ در شاگرد مطرح است و در این نفوذ از طریق علمی و فنی امکان پذیر است و نه تصادف و تکیه به شانس و اقبال .

6- صنعت است : زیرا میتوان دستگاه و سازمان تعلیم و تربیه را فابریکه تولیدی دانست که مواد خام را تحویل میگیرد . و پس از ساختن و بعمل آوردند آن را تحویل میدهد .

7- خدمت است : و بالاخره تعلیم و تربیه خدمت است به فرد ، به جامعه و به اجتماع و به کشور . سبب رشد و ارتقا است . از طریق آن میتوان فردی را آزاد ساخت یا برده ، جامعه را به سقوط و یا صعود کشاند .

 

تعلیم و تربیت غیر قصدی و غیر پلان شده :

تعلیم و تربیه به معنی وسیع کلمه عبارت است از هر عمل یا فعالیتی که واجد اثر سازنده بر روی جسم و روح و شخصیت و شایستگی مادی و معنوی فرد باشد . درین معنی تعلیم و تربیه جریانی است پیوسته که روند آن از آغاز انعقاد نطفه در رحم مادر شروع و تا زمان مرگ ادامه می یابد . به عبارت دیگر انسان در سراسر زندگی به یادگیری و تجربه اندوزی عمدی و غیر عمدی می پردازد و تحت تاثیر متقابل محیط فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خود قرار میگرد .

 

تعلیم و تربیه قصدی و پلان شده ( رسمی ) :

تعلیم و تربیه در این مفهوم عبارت است از فعالیت یا عملی که موسسات تربیتی از روی قصد و عمد و با هدف معیین و برنامه خاص در رشته های مورد نیاز به تعلیم و تربیه کودکان و جوانان می پردازد . مسلماً چنین تعلیم و تربیتی تنها به انتقال دانش های عمومی و میراث های فرهنگی و اجتماعی اکتفا نخواهد کرد ، بلکه برنامه های آن باید از خصیصه ، دید علمی ، نوآوری پویایی ، خلاقیت و سازندگی جهت ساختن افراد کار آمد و مبتکر بر خوردار باشد .

 

اهمیت تعلیم و تربیه

 

تعلیم و تربیه موجب ســـــــازنده گی و برازندگی انسان ها است . زیرا ناتوانی و ضعف انسان در بدو تولد بر همگان آشکار است ، چه عامل جز تعلیم و تربیت باعث میشود که این انسان ناتوان به صورتی فردی بالغ و توانا دارای خصایص انسانی از قبیل کرامت ، عزت ، احترام ، جوانمردی ، بلند نظری شجاعت ، نوع دوستی ، حکمت ، عدالت و عمل گردد . تنها تربیت و تعلیم در جامعه انسانی سالم است که انسانها را واجد خصایص ذکر شده در بالا می گرداند .

انسان در صورتیکه تربیت نشود ویا تحت تاثیر جامعه انسانی آموزش های لازم را نبیند ، نه تنها خصایص مذکور در او ظاهر نمی شوند ، بلکه اعمال و رفتار او مانند سایر حیوانات در حد ابتدایی و غریزی باقی خواهد ماند . داستان کودک وحشی که در جنگل و بدور از جامعه انسانی بزرگ شده بودند نشان داد که تربیت در جامعه انسانی تا چه حد در ساختن انسانیت انسان و شکل گرفتن شخصیت و نقش رفتار وی مؤثر و مهم است در غیر این صورت روح توحش و بربریت بر تمدن و مدنیت غلبه خواهد کرد . بهرحال اگر تعلیم و تربیت را عین زندگی بدانیم و بدون آن تحقق زندگی اجتماعی را ناممکن و یا مشکل به انگاریم تعلیم و تربیه اهمیت و فایده بسیار دارند که تشخیص و لست کردن همه آنها کاری دشواری است . ولی ما به رعایت اختصار تنها به گوشه های از اهمیت آن اشاره می نمایم :

 

1- اهمیت فردی تعلیم و تربیه :  

تعلیم و تربیه را میتوان وسیله ای برای رسیدن روح به بلندترین پایه جمال و کمال وعاملی برای خوشبخت کردن فرد ذکر کرد . در سایه آن آدمی میتواند انسان حقیقی شود . تعلیم و تربیه قادر است که جوهر درونی انسان را کشف کند ، قوای او را نیرومند سازد ، ذهن او را شکل دهد ، موجبات تفکر او را زنده سازد ، آدمی را فرد خلاق ، فرد دلیر خیر آزاد و بر کنار از آزادی دیگران بار آورد ، زندگی انفرادی او را شکل دهد و زندگی اجتماعی او را بهبود بخشد ، تربیت زیربنای شخصیت فرد است ، استعداد ها را شگوفا کرده و جهت می بخشد ، ابعاد شخصیتی انسان را پرورده و آن را در مسیر تکامل قرار میدهد ، زمینه های درونی انســـــــان را ساخته و او را بعمل می آورد ، همچنان تربیت نیروی اراده را تقویت می کند ، آدمی را وا میدارد در راهی که مورد نظر است گام بر دارد ، بدن را نیرومند میسازد ، زمینه را برای تعقل ( تعلم ) ، تدبیر و تحقیق فراهم می سازد .

 

2- اهمیت اجتماعی تعلیم و تربیه :

اگر فردی را چون خشت و مهره ای در حیات اجتماعی بدانیم خواهیم یافت که تربیت هریک از افراد به مشابه ساختن و بعمل آوردن مهره است که در گرداننده گی چرخ حیات وجودش ضروری است . مساله تربیت از دیدی مساله ملت ها و جمعیت هاست و از بابت که رفتار فرد و اجتماع درهم تاثیر دارند ، هوشمندی فردی گاهی ممکن است در زندگی و سرنوشت اجتماعی موثر باشد .

به هنگام که فرد یا افرادی تحت تربیت قرار بگیرند به حقیقت کوششی برای تغییر وضع او جامعه بعمل می آید و در ویژه گیهای رفتار فردی و اجتماعی دگرگونی حاصل میگردد و بالاخره اهمیت تعلیم و تربیه از لحاظ اجتماعی به حدی است که بسیاری از بزرگان از مرحله برده گی نجات یافته و صاحب کمالات یک انسان آزاده شده اند و همچنان آماده گی یافتند در مرحله جدید از حیات وارد شوند و به حقوق خود و دیگران احترام بگذارند و اجتماع خود و دیگران را سازند .

 

3- اهمیت تعلیم و تربیت در کسب استقلال و آزادی :

تربیت علمی در کنار تربیت اخلاقی هر قدر بیشتر و گسترده تر باشد و هر قدر انسان آگاه تر و دارای بینش عمیقتر گردد از قدرت انتخاب و گزینش صحیح تری برخوردار خواهد بود و راه زندگی و خوشبختی مناسب تری را انتخاب خواهد کرد . هر انسان که روی سرنوشت خود با آگاهی و مسوولیت عمل کند انسانی است آزاده و مستقل نه برده و مجبور ، لذا جوامعی که از آزادی و استقلال واقعی بر خوردار هستند ، مسلم است که راه کسب و رسیدن به این امتیاز را جز از راه تعلیم و تربیه خانواده گی و اجتماعی میسر نخواهد دید . از طرف دیگر وجود آزادی مطلق و بی بند و باری هم آزاری نیست بلکه اسارتی است که انسان را در بند قوای حیوانی اسیر می کند و بالندگی و کمال را ذائیل میگرداند .

در نتیجه باید گفت آزادی و استقلال یعنی انتخاب مسوولیت ، زیرا کسی که آزاد نباشد ، مسوول هم نخواهد بود . رشد طبیعی انسان ، باید توآم با آزادی نسبی و نیاز های مراحل مختلف رشد باشد تا تکامل تدریجی و طبیعی بصورت هماهنگ و متعادل در جسم و روح به ثمر برسد .

در جوامع انسانی هر تعلیم و تربیت اگر از آزادی مناسب بر خوردار نباشد و شاگردان اسیر برنامه ها سنگین و قید و بند های نا مناسب باشند و تعلیم و تربیه توآم با ترس و تنبه و تهدید باشد نباید انتظار داشت که انسان های آزاده ، مسوول ، فعال و علاقه مند به بار آیند . بلکه به علت عدم توجه به نیاز های حقیقی و طبیعی کودکان و نوجوانان و عدم رعایت اصول صحیح تربیت ، موجبات پرورش غلط و نا درست آنان فراهم خواهد شد .

 

4- اهمیت تعلیم و تربیت از لحاظ روابط انسانی :

بسیارند افراد متخصص که مهارت و دانش خود را در راه های غیر انسانی و تنها به خاطر منافع شخصی مورد استفاده قرار میدهند و با این عمل خود تیشه به ریشه افراد اجتماع میزنند و موجبات نابسامانی های فراوانی را در روابط انسانی فراهم می سازند ، حسادت ، بخل ، ریا ، تزویر ، بدبینی و حیله گری که از رذائیل اخلاقی به حساب می آیند رواج می یابند و در نتیجه آرامش و امنیت خاطر از مردم سلب میشود و مردم نسبت به یکدیگر بدبین میشوند . بنابراین برای یک زندگی سـالم انسانی که با انس ، تعلق ، صمیمت و اعتماد همراه باشد چه باید کرد ؟؟

جواب این است که داشتن تخصص ها ، مهارت ها و کاردانی ها شرط لازم است ولی شرط کافی نیست . به عبارت دیگر مهم داشتن تخصص و مهارت نیست ، مهم آن است که مردم باهم چه روابطی داشته باشند . تنها رابطه انسانی سالم است که به ما نشاط ، شادی و سلامت روان می بخشد . افراد یک جامعه باید بدانند که سلامت روحی و روانی آن تنها بستگی به سلامت ارتباط آنها با یکدیگر دارد .

نوع دوستی ، احترام ، مسوولیت ، همدلی و رعایت حقوق انسان ها در جمع جهات میتوانند روابط انسانی را تعالی بخشند و خصایل مذکور مسلماً موجبات رفاه اجتماعی را فراهم خواهند ساخت . می باید دانست که این امر تنها از طریق تربیت صحیح به افراد یک جامعه ممکن و میسر میگردد و سلامت جامعه را تضمین و بیمه می کند .

 

5- اهمیت اقتصادی تعلیم و تربیه :

به موازات افزایش جمعیت ، شهر نشینی و تقسیم کار و توسعه ارتباط جهانی و آگاهی بیشتر ، نیاز های مردم زیادتر و توقعاتشان متنوع تر خواهند شد .

اقدامات و کوششهای که برای پاسخگوی و تأمین نیازهای مادی و اقتصادی توسط جامعه و افراد صورت میگرند موجبات رشد و رونق اقتصادی و بهره وری را فراهم میسازند و پیشرفت سریع تکنولوژی که از خصیصه سرعت و دقت بر خوردار است به این رونق می افزاید ، ولی در کنار همه این موهبت ها آموزش قرار دارد که می کوشد ، جهت دست یابی به رفاه و بهره وری جامعه از منابع محدود استفاده بهینه به عمل آورد . منابع اقتصادی یک جامعه عبارتند از :

الف - منابع طبیعی و خدا دادی : که شامل ثروت های زیر زمینی مانند معادن ، فلزات قیمتی ، سنگ های معادنی ، نفت و گاز و منابع روی زمین از قبیل جنگل ها ، مراتع ، مزارع ، دریا ها و اقیانوس ها و آب و هوا . . . . . . .

ب - ثروت مادی : پول نقد ، طلا ، نقره و سایر فلزات قیمتی و صنایع دستی و عتیقه جات و مضوعات مختلف و . . . . . . .

ج - نیروی انسانی : مهارت ها ، تخصص ها ، میزان هوشمندی افراد در ارایه راه حل های موثر برای حل مشکلات ، مدیریت و رهبری و خلاقیت ابتکار و نو آوری که اهمیت اقتصادی این عامل از دو عامل ذکر شده مهم تر است ، زیرا هر نوع بهره وری از منابع و استفاده خوب تر به ( سرمایه انسانی ) بستگی دارد . لذا سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت نیروی انسانی متخصص و کار آمد و ماهر ( سرمایه انسانی ) گرچه در دراز مدت حاصل میگردد ، نفع فوری در کوتاه بر آن کمتر دیده می شود . ولی دارای بازدهی اقتصادی فراوان در دراز مدت است .

نقش سیاست گذاری های صحیح آموزشی که به فرد فرد جامعه مربوط میشود از لحاظ تربیت متخصصین در سطوح مختلف در بالا بردن قدرت اقتصادی جامعه انکار ناپذیر است . اگر افراد یک جامعه کار آمد نباشند وتخصص ها و مهارت های لازم را در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی یعنی تولیدی نداشته باشند ، اقتصاد آن جامعه سیر نزولی و مصرفی پیدا خواهد کرد. کیفیت تولید کاهش خواهد یافت و کالا های مورد نیاز به شکلی نا مرغوب و غیر اقتصادی و گران تولید خواهند شد ، و ضعف اقتصادی قدرت خرید را کم می کند و تورم زندگی را دشوار میسازد و مواد اولیه ارزان صادر و کالا های مصنوعی گران وارد خواهند شد .

ولی در جهان امروز سرمایه گذاری در امر تعلیم و تربیه و هزینه های که در آن سرمایه گذاری می شوند . یکنوع سرمایه گذاری اقتصادی در جهت تأمین نیرو های متخصص و ماهر به حساب می آیند .

نیرو های ماهر بهتر خواهند توانست کیفیت تولید و کمیت آن را بهبود بخشد و منابع اقتصادی را به سوی بهره دهی مود بخش سوق دهند . تنها تعلیم و تربیه مناسب با نیاز زمان و هماهنگ با احتیاجات جامعه است که اقتصادی بودن تولیدات را تضمین می کند و چرخ های صنعت را به حرکت در می آورد و تکنولوژی پیشرفته را به خدمت میگرد و تأمین رفاه اجتماعی را فراهم میسازد و استفاده خوب از امکانات محدود و موجود را میسر میسازد و کشور را از وابستگی می رهاند و بخود کفایی و استقلال میرساند و سر افرازی و سر بلندی را به ارمغان می آورد .

 

6- اهمیت سیاسی تعلیم و تربیه :

در حال حاضر تجربه های تاریخی و سیاسی و تلاش انسانها در کلیه تحولات و انقلاب های اجتماعی نشان میدهند که بشریت میل به آزادی و حریت دارد . و برای تحقق این هدف حکومت مردم بر مردم یا به عبارت دیگر « مردم سالاری » که به حقوق طبیعی ، مدنی و انسانی احترام می گذارد و آزادی فردی و اجتماعی را در نظر می گیرد مورد توجه و عنایت قرار گرفته است . حال باید دید برای نیل به این هدف افراد چگونه باید تربیت شوند و چه آموزشهای را ببیند . به عبارت دیگر کسانیکه عهده دار مسوولیت امور مملکتی هستند باید دارای چه شرایط و خصوصیاتی باشند . به طور قطع و یقیین این کار نیز به عهده سازمان های تربیتی و تعلیمی است که نخبگان و سیاست گذاران خود را از یک تربیت دقیق و برنامه ریزی شده صحیح بهره مند سازند.

درین راستا جوانانیکه از قدرت و استعداد رهبری و مدیریت بهره کافی دارند شناسایی و سپس به تربیت آنان همت گمارده شود تا برای احراز از مسوولیت ها و مقامات اجتماعی و مدیریت و رهبری آماده گی لازم و کافی را پیدا نمایند و چون عامل سیاسی در مقایسه با عوامل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی از حساسیت تعیین کننده ای بر خوردار است . لذا دقت در انتخاب و تربیت نخبگان بدون تبعیض و از میان مردم باید با توجه به ضوابط دقیق صورت گیرد زیرا مدیر آگاه و مسوول و انسان دوست مدد کار ساختار جامعه ای سالم خواهد بود . نکته ای دیگری که از لحاظ سیاسی در مورد تربیت باید بدان اشاره کرد این است که وقتی در یک جامعه به صلاح مردم و در راه استقلال و رفاه مادی و معنوی به تکامل و تعالی فردی و اجتماعی گام برداشته شود و خود به خود هدف ها و ارزشهای تربیتی و تعلیماتی را تحت تاثیر مثبت قرار میدهد .

لذا وظیفه سازمان های تربیتی است که جوانان را با هدف های سیاسی جامعه آشنــا ساخته و به القای اندیشه ها و روال های حافظ ارزش های دستگاه رهبری به منظور حفظ منافع احترام به آزادی های اجتماعی و حقوق فردی بپردازند . خط مشی سیاسی در یک جامعه به علت بر خورداری از قدرت باید در تصمیم گیری ها و اجرای تصمیمات از مردم و نیاز های مردم الهام بگیرد ؛ یعنی همان طوریکه سیاست جنبه های اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی را تحت تاثیر قرار میدهد باید این تاثیر یک طرفه نباشد ، بلکه بصورت چند جانبه عوامل یاد شده سیاست را تحت تاثیر قرار دهند و قدرت سیاسی را هماهنگ با فرهنگ مادی و معنوی مردم و بر اساس نیاز های آنان بکار گیرند .

دولت مردان و سیاست گذاران باید بدانند کیفیت تعلیم و تربیه در جامعه تمام شئون زندگانی افراد آن جامعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد . فرهنگ ، اقتصاد ، روابط اجتماعی و سیاسی و بالاخره خوشبختی و بدبختی و سرنوشت افراد یک اجتماع به کیفیت سیاست گذاریها و چگونگی اجرای ارزشهای تربیتی بستگی دارد . و از آن جای که تعلیم و تربیت آینه زندگی هر جامعه است لذا هرگونه تحولات اجتماعی با تغییرات مورد نیاز تربیتی آن جامعه همراه خواهد بود .

با توجه به مطالب که درین زمینه مطرح شد به این نتیجه دست می یابیم که تربیت اجتماعی باید بر پایه فرهنگ مادی و معنوی جامعه و براساس رعایت احترام و آزادی و نیاز های واقعی فردی و اجتماعی برنامه ریزی شوند . درین راستا بالا بردن شعور و آگاهی اجتماعی و آموزش مهارتها و تخصص ها و خردمندی و واقع بینی و جهان بینی ، تقوا و بالاخره آفریننده گی و نوآوری باید جز و اهداف ارزشی تعلیم و تربیه قرار گیرد . زیرا که تعالی و سعادتمندی و خوشبختی جامعه در گرو برنامه ریزی و اجرای صحیح آن ها است .

 

 

           گـریه هایم بی حد است

           اشــکهایم بی انتهاست

                                            رد پای گریه هایم را بگیر

                                            تا بدانی خانه عاشق کجاست             

 

  

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اصطلاح و مفهوم پیداگوژی
[ چهارشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٧ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ سردارمحمد ساعی ]
درباره وبلاگ

من سردارمحمدساعی هستم .استاد دانشگاه تعلیم وتربیه کابل.جهت رفع نیازمندی های دانشجویان عزیزکه مطالبی رادرباره تعلیم وتربیه درخدمت شماقراردهم هر گا شما کدامسوالی داشته باشید در خدمت شما خواهم بود .
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
_blank_blank/div