+ دوره رنسانس

بعد از گوتیک به یک دوره خیلی مهم به نام رنسانس می رسیم .خواستگاه رنسانس شهر فلورانس است و از نظر لغوی به معنای تجدید حیات و تولد دوباره می باشد .اولین بار لفظ رنسانس را فرانسویها در قرن 16 به کاربردند .علت اینکه به این دوره رنسانس می گویند این است که رنسانس بازگشت به تفکرات یونان و روم باستان است .یعنی تفکرات دوران کلاسیک .

دوره رنسانس دوره خردگرایی -ریاضیات -منطق -انسان مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می رود و یک جنبش دموکراتیک به وجود می آید و مثل روم و یونان باستان پیشرفت علمی مطرح می شود و تاثیر آن از قرون وسطی است چون مسلمانان مسیحیان را شکست داده علم آنها وارد اروپا شده و دانشمندانی از شرق به عرب می آیند و باعث شکوفایی علمی شده و رنسانس به وجود می آید.

در دوره گوتیک در اروپا بحث دانشمندان در این بود که مثلا سر یک سوزن چند فرشته وجود دارد و ساعتها روی این مسئله بحث می کردند در حالی که در همین زمان در کشورهای اسلامی الکل کشف می شود و ما دراین دوران رازی -خیام و… داریم .

اما رنسانس در این دوره ما اختراع باروت را داریم -اختراع چاپ و دریانوردی و کشف قطب نما .

با رونق دریانوردی افرادی مثل ماژل آند راهی به فیلیپین و هندوستان پیدا می کنند و در اواخر دوره رنسانس کریستف کلن آمریکا را کشف می کند . در این دوره استعمار شروع می شود زیرا باروت را درست می کنند .

گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع می کند و اروپاییان چاپ را از چینی ها یاد می گیرند.

با ساخت باروت می توانند توپ و تفنگ درست کنند در نتیجه توپ را روی کشتی گذارده و به یک طرف دیگر کره زمین رفته و آنجا را استعمار می کنند و ثروت کشورهای دیگر به اروپا سرازیر می شود و کشورهای دیگر فقیر شده و چون قدرت نظامی دارند در نتیجه این کار برای آنها بسیار راحت است .از قرن 15 به بعد در قرن 16 و17 استعمار کامل شکل می گیرد و کشورهایی مثل انگلیس -هلند -پرتقال -و فرانسه غنی شده و علم آنها پیشرفت می کند .

نیوتن -کپلر-کوپرنیک در این دوره زندگی می کنند.

از تبعات ساخت باروت این است که دور شهرها دیوار می کشند و برج و قلعه می سازند تا کاملا از شهر دفاع کنند.این را هم از شرق و دیوار چین یاد می گیرند.

در دوره رنسانس در مورد هنر -نقاشی و معماری یک اتفاق دیگر هم می افتد و آن اختراع پرسپکتیو است .یعنی اول در نقاشی و بعد در معماری یاد می گیرند که روی صفحه 2 بعدی تصویر 3 بعدی بکشند که عمق در آن دیده شود .اولین بار نقاشی به نام مارداچو در ایتالیا صحنه ای از محراب یک کلیسا را می کشد که در تصویر این محراب کاملا عمق محراب مشخص است و بعد وجود دارد.

در نتیجه معمارها هم از این نقاشی الهام می گیرند و اولین بار یک معمار رنسانسی به نام لئون باتیستا آلبرتی نمای یک کلیسا را که طراحی می کند به صورت 3 بعدی نشان می دهد . اسم این کلیسا سن آندرئا بود و این خود باعث تحول بزرگی در معماری می شود.

معماران مشهور این دوره :آلبرتی -فیلیپو برونلسکی -رافائل -آنتونیوداسانگولا-کارلومادرنو -دوناتوبرامانته -میکل آنژ-لئوناردو داوینچی-جولیانو داسانگولا

رنسانس یک تحول 300ساله است که از فلورانس شروع شد و در انگلستان پایان یافت.

برگرفته از درسهای دکتر شقاقی

نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ معلومات پیرامون هوش

مقدمه

استعداد را میزان نسبی پیشرفت فرد در یک فعالیت برآورد می‌کنیم. اگر برای کسب مهارت در یک فعالیت افراد مختلف در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند متوجه خواهیم شد که افراد مختلف تفاوتهایی از لحاظ میزان کسب آن مهارت نشان می‌دهند. برخی افراد در یک زمینه یادگیری بهتر و کارایی زیادتری از خود نشان می‌دهند و پیشرفت آنها در آن زمینه سریعتر است، در حالی که افراد دیگر در زمینه‌های دیگری ممکن است از خود کارایی و مهارت و سرعت پیشرفت زیادتری نشان دهند. در واقع چنین تفاوتی به تفاوت آنها در استعدادهایشان مربوط می‌شود.

افراد علاوه بر تفاوتهایی که از لحاظ استعدادهایشان با یکدیگر دارند، مثلا یکی در زمینه فنی و دیگری در امور هنری استعداد دارند، از لحاظ هوشی نیز متفاوت از هم هستند. به عبارتی افراد از لحاظ بهره هوشی در طیفی گسترده شده‌اند که از عقب ماندگی ذهنی شدید تا نبوغ و غیر هوشی را شامل می‌شود. اما اکثریت افراد در حدود متوسط قرار می‌گیرند.

کاربرد هوش و استعداد

موفقیت افراد در تمامی فعالیتها و رفتارهای او تا درجاتی به میزان هوش و استعداد او بستگی دارد. هرچند برخی فعالیتها نیاز چندانی به سطح هوشی بالا و یا استعداد خاص در آن زمینه ندارند و همه افراد تا حدودی از عهده انجام آن فعالیتها برمی‌آیند، مثل امور روزمره و شخصی زندگی. اما برخی فعالیتها نیز وجود دارند که لازمه آنها و موفقیت در انجام آنها سطح معینی از هوش و استعداد فرد در آن زمینه است. به عنوان مثال در هنر موسیقی علاوه برداشتن سطح معینی از هوش ، داشتن استعداد از عوامل بسیار ضروریست. بنابراین کاربرد سطح هوشی و استعداد عمدتا در زمینه انتخاب مشاغل و رشته‌های تحصیلی مورد توجه است.

رابطه هوش و استعداد

در گذشته از بهره هوشی برای تعیین اینکه یک فرد در یک زمینه خاص می‌تواند کارایی لازم را از خود نشان دهد یا نه استفاده می‌کردند. به عبارتی آزمونهای هوشی برای تعیین میزان استعداد فرد در آن زمینه بکار می رفت و اولین بار چنین روشی در جنگ جهانی اول و دوم برای گزینش افراد برای تخصصهای مختلف استفاده شد. در جنگ جهانی دوم فقط داوطلبانی را که نمره آنها در آزمون هوشی از حد خاصی بالاتر بود برای آموزش خلبانی انتخاب می‌کردند. در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده بود برای حقوقدان شدن بهره هوشی 95 - 157 ، مهندس شدن 100 -151 ، مکانیک شدن 60 - 155 و ... تعیین شده بود.

امروزه علاوه بر تأکید اساسی که بر بهره هوشی در یادگیری مهارتها و حرفه‌ها می‌شود مسأله استعداد نیز در کنار آن اهمیت ویژه‌ای دارد و آزمونهای هوشی نمی‌توانند تعیین کننده صرف میزان موفقیت فرد در یک زمینه باشند. به عنوان مثال فردی که از لحاظ سطح هوشی در حد بالایی قرار دارد لزوما مهندس یا پزشک خوبی نخواهد شد. موفقیت آن وابسته به بهره هوشی او در کنار استعدادهایی که در آن زمینه دارد می‌باشد. افرادی با بهره هوشی یکسان ممکن است استعدادهای مختلفی در زمینه‌های مختلف از خود نشان دهند. فردی ممکن است در زمینه موسیقی مهارت و شایستگی نشان دهد، دیگری در مکانیک و دیگری در علوم پزشکی

.

سنجش هوش و استعداد

برای سنجش استعداد افراد در زمینه‌های گوناگون معمولا از آزمونهای ویژه سنجش استعداد استفاده می‌شود. برخی از این آزمونها کلی بوده و تواناییها و استعدادها فردی را به صورت کلی می‌سنجند. مثلا ابزارها و آزمایشاتی وجود دارد که توانایی فرد را در زمینه انجام فعالیتهای ظریف مورد سنجش قرار می‌دهند برخی از این افراد در این زمینه نمرات بالایی می‌گیرند که نشان دهنده استعداد آنها در کارهای ظریف مثل ساعت سازی ، طلاسازی و ... است. افرادی که در این زمینه نمره پایین می‌گیرند در یادگیری و انجام این فعالیتها دچار مشکل می‌شوند یا حداقل باید زمان بیشتری برای کسب مهارت در آنها صرف کنند.

برای سنجش هوش نیز از آزمونهای جداگانه‌ای استفاده می‌شود. یک آزمون استعداد بیانگر سطح هوشی فرد نخواهد بود و یک آزمون هوش میزان استعداد فرد را در یک زمینه بطور کلی مشخص نمی‌کنند. البته برخی از آزمونهای هوشی با تعیین هوش و عملی تا حدودی توانایی فرد را در زمینه‌های مختلف کلامی و عملی را برآورد کنند و به صورت یک راهنمایی کلی می‌توانند مفید باشند. به این ترتیب روشن می‌شود با توجه به مجزا بودن بحث هوش و استعداد آزمونهای جداگانه نیز برای برآورد دقیق ویژگیهای فرد مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نابغه‌های کودن

در روانشناسی عقب ماندگی ذهنی با افرادی هر چند نادر مواجه می‌شویم که با وجود پایین بودن بهره هوشی حتی در سطحی که به عنوان یک عقب مانده ذهنی معرفی می‌شوند، استعدادهای فوق‌العاده‌ای از خود در یک زمینه خاص نشان می‌دهند. بطوری که استعداد آنها دائما چشمگیر و قابل توجه باشد. یکی از این نابغه‌های کودن با بهره هوشی مربوط به طبقه عقب ماندگی ذهنی متوسط قادر بود با یک قیچی و یک طلق اشکالی را با ظرافت و دقت تمام برش دهد. بدون اینکه از الگو یا مواد و ... استفاده می‌کند. این اشکال معمولا اشکال پیچیده مثل یک اسب در حال رسیدن ، یک گوزن با گردنی افراشته بر روی یک صخره و مواردی از این قبیل را شامل می‌شود که با تمام ظرافت هنری برش داده می‌شد.

توصیه‌هایی به والدین و مربیان در زمینه رابطه هوش و استعداد

والدین باید توجه داشته باشند که لزوما داشتن بهره هوشی بالا به منزله دارا بودن استعداد در تمامی زمینه‌ها نیست. افرادی که بهره هوشی بالا دارند ممکن است در زمینه‌های مختلف استعدادهای مختلف داشته باشند. از اینرو بهره هوشی به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده رشته تحصیلی یا شغلی فرد در آینده باشد. بر این اساس والدینی که اصرار دارند فرزند باهوش آنها حتما در رشته‌های ریاضی فیزیک یا مهندسی تحصیل کند ممکن است با در نظر نگرفتن استعداد فرزند خود در زمینه هنر استعدادهای او را سرکوب سازند.

مربیان در مدارس بویژه در مدارس دوره متوسطه باید تمام تلاش خود را در جهت راهنمایی دانش آموزان برای کشف استعدادهای خود به عمل آورند، یکی از این روشها می‌تواند اجرای آزمونهای معتبر استعداد سنج باشد.

 

ضریب هوشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

ضریب هوشی

ضریب هوشی یا بهره هوشی یا هوش‌بهر، (IQ) عددی است با میانگین ۱۰۰ و واریانس ۱۵ می‌باشد. از اینرو در رده بندی و تقسیم هوش, به صورت متوسط حدود ۷۰٪ از مردم دارای هوش میانگین, ۱۲٪ هوش بالاتر از میانگین, ۲٪ درصد خیلی باهوش و ۱٪ افراد نابغه را تشکیل می‌دهند. همین روند در مورد افراد کم هوش, عقب مانده ذهنی و.. در جهت دیگر برقرار است.

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ معلومات پیرامون هوش

مقدمه

استعداد را میزان نسبی پیشرفت فرد در یک فعالیت برآورد می‌کنیم. اگر برای کسب مهارت در یک فعالیت افراد مختلف در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند متوجه خواهیم شد که افراد مختلف تفاوتهایی از لحاظ میزان کسب آن مهارت نشان می‌دهند. برخی افراد در یک زمینه یادگیری بهتر و کارایی زیادتری از خود نشان می‌دهند و پیشرفت آنها در آن زمینه سریعتر است، در حالی که افراد دیگر در زمینه‌های دیگری ممکن است از خود کارایی و مهارت و سرعت پیشرفت زیادتری نشان دهند. در واقع چنین تفاوتی به تفاوت آنها در استعدادهایشان مربوط می‌شود.

افراد علاوه بر تفاوتهایی که از لحاظ استعدادهایشان با یکدیگر دارند، مثلا یکی در زمینه فنی و دیگری در امور هنری استعداد دارند، از لحاظ هوشی نیز متفاوت از هم هستند. به عبارتی افراد از لحاظ بهره هوشی در طیفی گسترده شده‌اند که از عقب ماندگی ذهنی شدید تا نبوغ و غیر هوشی را شامل می‌شود. اما اکثریت افراد در حدود متوسط قرار می‌گیرند.

کاربرد هوش و استعداد

موفقیت افراد در تمامی فعالیتها و رفتارهای او تا درجاتی به میزان هوش و استعداد او بستگی دارد. هرچند برخی فعالیتها نیاز چندانی به سطح هوشی بالا و یا استعداد خاص در آن زمینه ندارند و همه افراد تا حدودی از عهده انجام آن فعالیتها برمی‌آیند، مثل امور روزمره و شخصی زندگی. اما برخی فعالیتها نیز وجود دارند که لازمه آنها و موفقیت در انجام آنها سطح معینی از هوش و استعداد فرد در آن زمینه است. به عنوان مثال در هنر موسیقی علاوه برداشتن سطح معینی از هوش ، داشتن استعداد از عوامل بسیار ضروریست. بنابراین کاربرد سطح هوشی و استعداد عمدتا در زمینه انتخاب مشاغل و رشته‌های تحصیلی مورد توجه است.

رابطه هوش و استعداد

در گذشته از بهره هوشی برای تعیین اینکه یک فرد در یک زمینه خاص می‌تواند کارایی لازم را از خود نشان دهد یا نه استفاده می‌کردند. به عبارتی آزمونهای هوشی برای تعیین میزان استعداد فرد در آن زمینه بکار می رفت و اولین بار چنین روشی در جنگ جهانی اول و دوم برای گزینش افراد برای تخصصهای مختلف استفاده شد. در جنگ جهانی دوم فقط داوطلبانی را که نمره آنها در آزمون هوشی از حد خاصی بالاتر بود برای آموزش خلبانی انتخاب می‌کردند. در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده بود برای حقوقدان شدن بهره هوشی 95 - 157 ، مهندس شدن 100 -151 ، مکانیک شدن 60 - 155 و ... تعیین شده بود.

امروزه علاوه بر تأکید اساسی که بر بهره هوشی در یادگیری مهارتها و حرفه‌ها می‌شود مسأله استعداد نیز در کنار آن اهمیت ویژه‌ای دارد و آزمونهای هوشی نمی‌توانند تعیین کننده صرف میزان موفقیت فرد در یک زمینه باشند. به عنوان مثال فردی که از لحاظ سطح هوشی در حد بالایی قرار دارد لزوما مهندس یا پزشک خوبی نخواهد شد. موفقیت آن وابسته به بهره هوشی او در کنار استعدادهایی که در آن زمینه دارد می‌باشد. افرادی با بهره هوشی یکسان ممکن است استعدادهای مختلفی در زمینه‌های مختلف از خود نشان دهند. فردی ممکن است در زمینه موسیقی مهارت و شایستگی نشان دهد، دیگری در مکانیک و دیگری در علوم پزشکی

.

سنجش هوش و استعداد

برای سنجش استعداد افراد در زمینه‌های گوناگون معمولا از آزمونهای ویژه سنجش استعداد استفاده می‌شود. برخی از این آزمونها کلی بوده و تواناییها و استعدادها فردی را به صورت کلی می‌سنجند. مثلا ابزارها و آزمایشاتی وجود دارد که توانایی فرد را در زمینه انجام فعالیتهای ظریف مورد سنجش قرار می‌دهند برخی از این افراد در این زمینه نمرات بالایی می‌گیرند که نشان دهنده استعداد آنها در کارهای ظریف مثل ساعت سازی ، طلاسازی و ... است. افرادی که در این زمینه نمره پایین می‌گیرند در یادگیری و انجام این فعالیتها دچار مشکل می‌شوند یا حداقل باید زمان بیشتری برای کسب مهارت در آنها صرف کنند.

برای سنجش هوش نیز از آزمونهای جداگانه‌ای استفاده می‌شود. یک آزمون استعداد بیانگر سطح هوشی فرد نخواهد بود و یک آزمون هوش میزان استعداد فرد را در یک زمینه بطور کلی مشخص نمی‌کنند. البته برخی از آزمونهای هوشی با تعیین هوش و عملی تا حدودی توانایی فرد را در زمینه‌های مختلف کلامی و عملی را برآورد کنند و به صورت یک راهنمایی کلی می‌توانند مفید باشند. به این ترتیب روشن می‌شود با توجه به مجزا بودن بحث هوش و استعداد آزمونهای جداگانه نیز برای برآورد دقیق ویژگیهای فرد مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نابغه‌های کودن

در روانشناسی عقب ماندگی ذهنی با افرادی هر چند نادر مواجه می‌شویم که با وجود پایین بودن بهره هوشی حتی در سطحی که به عنوان یک عقب مانده ذهنی معرفی می‌شوند، استعدادهای فوق‌العاده‌ای از خود در یک زمینه خاص نشان می‌دهند. بطوری که استعداد آنها دائما چشمگیر و قابل توجه باشد. یکی از این نابغه‌های کودن با بهره هوشی مربوط به طبقه عقب ماندگی ذهنی متوسط قادر بود با یک قیچی و یک طلق اشکالی را با ظرافت و دقت تمام برش دهد. بدون اینکه از الگو یا مواد و ... استفاده می‌کند. این اشکال معمولا اشکال پیچیده مثل یک اسب در حال رسیدن ، یک گوزن با گردنی افراشته بر روی یک صخره و مواردی از این قبیل را شامل می‌شود که با تمام ظرافت هنری برش داده می‌شد.

توصیه‌هایی به والدین و مربیان در زمینه رابطه هوش و استعداد

والدین باید توجه داشته باشند که لزوما داشتن بهره هوشی بالا به منزله دارا بودن استعداد در تمامی زمینه‌ها نیست. افرادی که بهره هوشی بالا دارند ممکن است در زمینه‌های مختلف استعدادهای مختلف داشته باشند. از اینرو بهره هوشی به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده رشته تحصیلی یا شغلی فرد در آینده باشد. بر این اساس والدینی که اصرار دارند فرزند باهوش آنها حتما در رشته‌های ریاضی فیزیک یا مهندسی تحصیل کند ممکن است با در نظر نگرفتن استعداد فرزند خود در زمینه هنر استعدادهای او را سرکوب سازند.

مربیان در مدارس بویژه در مدارس دوره متوسطه باید تمام تلاش خود را در جهت راهنمایی دانش آموزان برای کشف استعدادهای خود به عمل آورند، یکی از این روشها می‌تواند اجرای آزمونهای معتبر استعداد سنج باشد.

 

ضریب هوشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

ضریب هوشی

ضریب هوشی یا بهره هوشی یا هوش‌بهر، (IQ) عددی است با میانگین ۱۰۰ و واریانس ۱۵ می‌باشد. از اینرو در رده بندی و تقسیم هوش, به صورت متوسط حدود ۷۰٪ از مردم دارای هوش میانگین, ۱۲٪ هوش بالاتر از میانگین, ۲٪ درصد خیلی باهوش و ۱٪ افراد نابغه را تشکیل می‌دهند. همین روند در مورد افراد کم هوش, عقب مانده ذهنی و.. در جهت دیگر برقرار است.

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ سی راه ساده برای افزایش بهره هوشی کودکان

سی راه ساده برای افزایش بهره هوشی کودکان

با به کارگیری 30 شیوه ساده از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی افزون بر رشد جسمانی مناسب، زمینه های افزایش بهره هوشی کودکان را تقویت کنید.

بنابر گزارش گروه پزشکی و سلامت واحد مرکزی خبر از آنجا که پایه ریزی و شکل گیری رشد جسمانی و ذهنی کودکان از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی است، به کارگیری این 30 شیوه به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب کودک کمک می کند.

در هنگام بارداری‏

1- تیروئیدتان را آزمایش کنید زیرا کم کاری خفیف تیروئید در خانمهای باردار سبب کاهش معنی داری در هوش کودکان می شود.

2- کولین مصرف کنید، این ماده مغذی در گوشت، تخم مرغ و حبوبات وجود دارد.

3- ویتامین هایی را که پزشک در دوران بارداری برای شما تجویز می کند مصرف کنید.

4- با جنین خود حرف بزنید و او را صدا کنید.

5- از نوشیدن قهوه و خوردن دارو بدون تجویز پزشک اجتناب کنید.

در شش ماهه نخست پس از تولد به این نکات توجه داشته باشید.

6- فرزندتان را با شیر مادر تغذیه کنید.

7- در صورت بروز افسردگی بعد از زایمان ، برای درمان آن اقدام کنید.

8- منابع غنی از آهن مانند گوشت، سبزیجات، تخم مرغ و میوه های تازه مصرف کنید.

9- در زمان شیردهی خوردن غذاهای حاوی ویتامین 12 B مانند مخمر، نان، غذاهای دریایی و تخم مرغ را فراموش نکنید.

10- برای کودکتان موسیقی به ویژه موسیقی سنتی و کلاسیک پخش کنید.

11- کودک را ماساژ دهید ، مطالعات نشان داده اند که ماساژ روزانه کودکان رشد مغزی آنان را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.

از شش ماهگی تا یک سالگی کودک چه کنیم؟

12- با کودکتان به طور مستقیم و چشم در چشم صحبت کنید.

13- معنای لغات را با اشاره ارتباط دهید ؛ به طور مثال هنگامی که نام چیزی را می برید به آن اشاره کنید یا کودک را در مقابل آن نگه دارید.

14- با هدیه های مخصوص کودکان، او را تشویق کنید.

15- اجازه آزادی حرکت به کودکان بدهید، بگذارید که آنها کنجکاوی غریزی شان را همواره به کار برند.

16- تشخیص و فرق گذاری بین اشیا را به کودکتان با پرسش و گفتن جواب درست بیاموزید.

17- کودکان از آموزش اجباری خوششان نمی آید، از آن بپرهیزید.

18- هنگامی که فرزندتان احساس خستگی کرد، آموزش را قطع کنید.

دوران یک تا دو سالگی کودک

19- کودکان را با غذاهای سرشار از آهن تغذیه کنید.

20- به کودکان میان وعده های سالم و مغذی بدهید و از دادن میان وعده های بی فایده مانند پفک و چیپس به کودک خودداری نمایید.

21- برای کودکتان کتاب بخوانید.

22- در حضور او مطالعه کنید.

23- برای او اسباب بازی های کمک آموزشی تهیه کنید.

24- با کودک خود بازی کنید. شرکت در بازی های دسته جمعی ، مهارت های هوش اجتماعی کودک را افزایش می دهد.

25- مطمئن شوید کودکتان خوب استراحت کرده است، خوابیدن دستکم ده ساعت در شبانه روز برای او لازم است.

26- هنگامی که با کودکتان صحبت می کنید صداهای اضافی مانند رادیو و تلویزیون را خاموش کنید و نور را در حد متوسط نگاه دارید.

27- درخواست های تکراری کودک را اجانب کنید. تکرار ارتباط نورون ها را در مغز تقویت می کند بنابراین اگر برای چندمین باز از شما می خواهد کتابی را برایش بخوانید ، بدون اصرار و پافشاری روی خواندن یک داستان دیگر ، آن را برای او بخوانید.

28- وقتی کودک نوپای شما به چیزی اشاره می کند و نامش را می پرسد در جوابش به او اطلاعات بیشتری بدهید. به طور مثال : آن یک توپ است، یک توپ آبی با خط های قرمز.

29- در تربیت کودک انضباط همراه با محبت فراوان داشته باشید.

30- هرگز به کودکتان نگویید "تو چیزی نمی فهمی" زیرا اگر کودک آن را باور کند، حرف شما تحقق خواهد یافت.

نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ معرفت را باید در شهرستان زیبایی وجود خود جستجو کرد

مقاله علمی استاد فایق استاد پوهنحی تعلیمات مسلکی پوهنتون تعلیم و تربیه کابل

 

 

نام : عبدالمهیمن ( فایق )

پوهنځی : تعلیمات مسلکی

دیپارتمنت : تعلیم و تربیه

 

معرفت را باید در شهرستان زیبایی وجود خود جستجو کرد:

مقدمه :

  حال دریچه معرفت را از شناخت خود باز نموده و مرحله به مرحله زیبایی ها و ارزشهای هستی را در خود تماشا نموده تا به معرفت پیوند خود با خدای رحمان دست یابیم .

  اغلب مردم معنای واقعی کلمه ای خودشناسی را به خود درک نمی کنند ، به همین دلیل خودشناسی و خود باوری راکه مطلوب ومورد نظرشان است در زندگی تجربه نمی کنند چون فکر میکنند که خودشناسی واقعی معنی باور به موفقیت های که درکارها بعد از انجام آن به دست می آید. حال آنکه خود باوری واقعی آنست که قبل از موفقیت در هرکار باید توانائی برای انجام آن کار را در وجود خود دریافت نموده بعدآ به فعالیت اقدام نمود. در اینجا این سوال مطرح میشود که خود را چگونه بشناسیم ؟

آیا تا به حال به ارزش واقعی خود فکر کرده اید ؟ چه اندازه به خود احترام می گذارید؟ در مواجه شدن با مشکلات چگونه برخورد میکند ؟ چگونه با شکست رو به رو می شوید ؟ خود را مقصر می دانید و به سرزنش و ملامت خود می پردازید ، یا شکست را به عنوان واقعیتی از زندگی می پذیرید ؟ در مقایسه خود با دیگران چه حالت به شما دست می دهد ؟ خانواده ، مکتب ، پوهنتون و دوستان چه تصوری از شما دارند؟ شما را فرد موفق می دانند یا سست و بی اراده ؟

حتمآ می پرسید طرح این سوال ها ، بیانگر چه موضوع است ؟ بلی ، درست حدس زدید ، دریافت ارزش واقعی خود ( خود شناسی ) که هر روز به آن مواجه هستیم ،فردی که خود را می شناسد ، خود را شایسته می داند و شایستگی ویژه گی عام شخصیت اوست ، احساس خود باوری ، توانایی و دریافت واقع بینانه از خویش ، جز امتیازات شخص محسوب می شود، و از بروز حالت نا امیدی و یآس و همچنین داشتن تصور نا درستی از قابلیت ها جلوگیری می کند.

کسی که به خودش احترام می گذارد و نفس خویش را گرامی می شمارد و خود رابا تمام نقص ها و ضعف ها به حساب می آورد ، به خود اعتماد داشته ، گرفتار خود پنداری منفی نگردیده و هیچگاه زندانی خیالات نمی شود.

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ تیر ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ مـطـالعه

مـطـالعه

 یکی از نکات مهم یادگیری شیوه خواندن و مطالعه کردن است . روش مطالعه فنون خاصی دارد ، چنانچه آن فنون رعایت شود ، عـلاوه بر سهولت مطالعه ، میزان یاد گیری نیز افزایش خواهد یافت .

 مطالعه موفق در گرو  علاقه ای است که نسبت به یک مطالب نشان داده می شود . علاوه بر داشتن علاقه به موضوع مورد مطالعه باید از تکنیک های مطالعه نیز آگاهی داشت . بدیهی است ، کاربرد  آگاهانه این تکنیک ها شوق خواندن و مطالعه نیز آگاهی تشدید می کنند . مطالعاتی  که تاکنون در باره نتایج امتحانات صورت گرفته نشان داده که تکنیک های خوب مطالعه کردن با موفق شدن در امتحانات ، ارتباط مستقیمی داشته است .[1]

تعـریف مطالعه :

فرهنگ معین در باره تـعـریف مطالعه می نویسد « به دقت نکریستن در چیزی برای وقوف بدان ، خواندن کتاب یا نوشته ای برای فهمیدن آن قرائت نوشته ای برای درک آن ، توفیقاتی است که از طرف حـق تعالی عارفان را دست می دهد . نتیجه این که مرور در خواندن هر نوشته ای را مطالعه گویند که با اهداف مـخـتـلف صورت می گیرد » .

 واژه مطالعه ، عربی است که ریشه آن از « طلع » به معنای بر آمدن و نمایان شدن است .

برخی از مطالعات ، با خواندن کتاب ها یا نوشته ها کاری پویا  و فعال است که به منظور رسیدن به هدف و رفع نیاز ها تأمین می گردد .



1- روش های مطالعه ، تحقیق ، یادگیری ، امتحان و توصیه های به معلمان ، ص - 12

...
ادامه مطلب
نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ تیر ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ ویژگی های معلم مسلکی

ویژگی های معلم مسلکی

 

ویژگهای شخصیتی معلم و نقش آن در آموزش :

         اولین ویژگی که برای یک معلم می توان درنظرگرفت، فضایل اخلاقی وویژگهای شخصیتی والا میباشد. ازآنجایکه داروندارفکری، معنوی وشخصیتی افراد یک جامعه درگرونحوه تعلیم ومربیان آن جامعه است. لازم به نظرمی رسد که شخصیت معلم دارای یک سلسله خصوصیات وویژگی های پسندیده باشد. زیرا ویژکی ها وصفات شخصیتی معلم نقش بسزای درشکل گیری شخصیت آینده اطفال بازی میکند وطفل رفتارهای معلم خودرا به عنوان الگو وسرمشق هویت اجتماعی خویش قرارمیدهد. شاگردان به شکل پیوسته ومداوم نسبت به نگراشها، ارزشها و شخصیت های معلمان خویش واکنش نشان میدهند .

 تقلید ازمعلم، یکی ازروشهای معمول دریادگیری شاگردان دوره ابتدایی به شمارمیرود ومعلم میتواند الگوی پرقدرتی برای شاگردان به حساب آید. یکی ازجنبه های مهم یادگیری ازطریق تقلید آن است که رفتار میتواند به آسانی ازطریق مشاهده کسب شود، لذا شاگردان بطورثابت درحال جذب وکسب اظهارات، حالت ها و نگرشهای معلمان خود از نقطه نظرروش صنفی هستند واین کاربدون اینکه معلم رجوع خاصی به این نوع رفتارها داشته باشد انجام میگیرد. درمواردیکه معلم باطعنه و کنایه ویا استهزا به اشتباهات شاگردان جواب بدهد احتمال اینکه شاگردان نیزچنین عکس العمل هائی نسبت به همدیگرنشان دهند افزایش خواهد یافت .

باید توجه داشت که هرنوع رفتاری درهرزمانی می تواند بشکل یک الگوعمل کند. ازاین جهت شاگردان رفتارهای مثبت ومنفی، هردو را ازمعلمان خود خواهند آموخت. اگرشخصیت معلم دارای صفات انسانی ازقبیل محبت،دوستی،اخلاص، راستی، همکاری، صداقت، بردباری ،اخلاق، تعهدوایمان باشد طبعیتآً تقلید چنین و یژگیها، سلامت روانی طفل را تضمین میکند ولی اگرشخصیت معلم د چاراختلال و نابسامانیها باشد یعنی رفتارهای خلاف معیارهای فرهنگی واجتماعی ازاوسربزند یا فاقدصفات انسانی باشد پس طفل ازمعلم خود حاصلی جزء رفتارها واختلالات نابهنجاروناسازگارنخواهد داشت. واضح است که اطفال دوره ابتدایی مکتب میتواند ناسازگاریها را ازمعلمان ناسازگاروسازگاریها را ازمعلمان سازگارتقلید خواهد کرد. پس درپروسه تدریس وآموزش، تنها تجارب ودیدگاه های علمی معلم نیست که مؤثرواقع شود، بلکه کل شخصیت اوست که درایجاد شرایط یادگیری، تغیروتحول شاگردان تاثیرمیگزارد .

       بناءً برشمردن ویژگی های معلم کار چندان آسانی نیست زیراجوامع مختلف با فلسفه ها ودیدگاهای مختلف، انتظارات متفاوتی ازمعلم دارند، ولی میتوان دراینجا کم و بیش به برخی ازویژگی ها وخصوصیات برجسته و ضروری شخصیت معلم اشاره کرد :

...
ادامه مطلب
نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ روش نگارش و تنظیم طرح درس ..

روش نگارش و تنظیم طرح درس .. 

طرح درس، عبارت است از تقسیم محتوای یک ماده ی درسی در یک دوره معین به مراحل و گامهای مناسب و مشخص براساس هدف و نتایج آموزش. برای تهیه و تنظیم طرح درس معلم باید در ابتدای هر سال تحصیلی براساس اصول معین بین هدفهای آموزشی و برنامه هفتگی، ترتیبی اتخاذ کند که مجموعه فعالیت های آموزشی به موقع، بدون وقفه در طول یک ترم یا سال تحصیلی اجرا شود. برای تحقق چنین مقاصدی طراحی و تنظیم یک جدول زمانی می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد؛ زیرا هنگامی می توان منظم و مؤثر، در فرآیند آموزش به جلو گام برداشت که برنامه ها و فعالیت های آموزشی به تناسب زمان مورد نظر، ساختاری منظم داشته باشند. اگر معلمی طول دوره ی آموزشی را با توجه به مجموعه ی شرایط، به جلسات مفید آموزشی تقسیم نکند و فعالیت های آموزشی هر جلسه را براساس اهداف تنظیم ننماید، هرگز نمی تواند انتظار کارآیی مؤثر از تدریس خود و حداکثر یادگیری از دانش آموزان خود داشته باشد. معلم باید کلیه فعالیت های طول دوره را به صورت یک جدول زمان بندی شده با درج عنوان اصلی و هدف کلی هر جلسه به انضمام تاریخ ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی تهیه و به دانش آموزان قبل از شروع و آغاز فعالیت ارائه نماید. آشنایی دانش آموزان از مجموعه فعالیت های طول سال به تفکیک جلسات و همفکری آنان با معلم می تواند اثربخشی تدریس معلم و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان را دو چندان کند. برای تنظیم چنین جدولی می توان مراحل زیر را به ترتیب طی کرد:

گام اول :

تقویم طرح را باید برای یک ترم یا یک سال تحصیلی با محاسبه ی تعداد هفته ها، روزها و ساعتهایی که در طول سال تحصیلی برای تدریس درس مورد نظر پیش بینی شده است محاسبه و تنظیم کرد.  

 

  گام دوم :

پس از مشخص شدن زمان خالص تدریس، محتوای درس یا عناوین مورد تدریس را نه برحسب کمیّت، بلکه برحسب اهمیت و کیفیت مطالب و تحقق هدفهای آموزشی بر کل ساعات و جلسات تقسیم کرد. برای انجام چنین کاری، لازم است ابتدا محتوای درس یا عناوین مورد تدریس و سایر فعالیت های آموزشی با احتساب فرصت لازم برای تمرین محاسبه شود و سپس محتوای فصلها و مباحث و سایر فعالیت های در نظر گرفته شده در طول سال، به واحدهای کوچکتر درسی یا محتوای متناسب با تک تک جلسات تقسیم گردد.  

  گام سوم :

هدف کلی هر جلسه باید با توجه به عنوان درس، دقیقاً مشخص شود. نوشتن هدفهای رفتاری در این جدول، ضرورتی ندارد. در نوشتن هدفهای هر جلسه علاوه بر عنوان درس، معلم باید با توجه به قابلیتها و فعالیت های مورد نظر و محتوای درس، هدف کلی هر جلسه را با زبانی روشن و قابل فهم برای دانش آموزان بنویسد.  

  گام چهارم :

پس از تعیین هدف کلی هر جلسه، لازم است معلم فعالیت های تکمیلی دانش آموزان را که برای تقویت یادگیری آنها لازم است و فرصت کافی برای انجام آنها در کلاس درس وجود ندارد پیش بینی نماید. پیش بینی این نوع فعالیتها و حتی امکانات و وسایل لازم برای انجام چنین تکالیفی باید دقیقاً مشخص شده باشد؛ مثلاً دقیقاً معین شود چه بخشی از چه کتابی مطالعه و یا تمرینهای چه بخشی از کتاب درسی حل شود یا چه گزارشی با توجه به چه امکاناتی باید تهیه و نوشته شود. فعالیت های تکمیلی باید مکمّل فعالیت های کلاس و تقویت کننده ی کیفیت یادگیری دانش آموزان شود. از ارائه فعالیت های تکمیلی خسته کننده، بی ربط با موضوع و نامتناسب با زمان، جداً خودداری شود.
ضمناً در طرح درس ترمی یا سالانه (جدول زمان بندی شده ی تدریس)، جلساتی را نیز می توان به تناسب موقعیت و زمان تدریس به شناخت دانش آموزان، اجرای ارزشیابی تشخیصی و تکوینی و پایانی و مرور درسهای گذشته که پیش نیاز درس جدید می باشند و ترمیم کمبودهای مشخص شده در ارزشیابی تشخیصی اختصاص داد. الگوی شماره یک طرح درس سالانه یا جدول زمان بندی شده ی تدریس یک دوره آموزشی را نشان می دهد.
 

نام درس :

پایه :

سال تحصیلی

هدف نهایی دوره

ماه

هفته

تاریخ

فصل

موضوع درس

هدف کلی درس

فعالیت تکمیلی

مهر

اول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


الگوی شماره 1: نمونه ای از طرح درس ترمی یا سالانه


 

 

 

روش نگارش و تنظیم طرح درس روزانه

طرح درس روزانه شامل پیش بینی مجموعه فعالیت هایی است که معلم از پیش برای رسیدن به یک یا چند هدف آموزشی در یک جلسه تدریس، تدارک می بیند. طرح درس جلسات آموزشی سبب می شود که معلم فعالیت های آموزشی را به ترتیب و یکی بعد از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه ای منطقی اجرا کند و نتایج حاصل از آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحی هر جلسه آموزشی، سازماندهی و ارزیابی دائمی جریان فعالیت های یاددهی - یادگیری را سبب می شود.
در طول برنامه های آموزشی، گاهی، وقت و تلاش زیادی به دلیل تکراری بودن مطالب و فعالیتها به هدر می رود و یا حذف عمومی یا غیرعمدی بعضی مطالب ضروری به دلیل کمبود وقت و یا فعالیت های بیهوده، به جریان آموزش آسیب می رساند. مهمترین کارکرد طراحی آموزشی آن است که از تکرار مطالب بیهوده و حذف موارد ضروری جلوگیری می کند.
طرح درس جزئیات لازم برای آموزش یک یا چند درس در مورد یک موضوع را تعیین می کند. درسها ممکن است کوتاه و سی دقیقه ای باشند و چند ساعت به طول بینجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهنی و فعالیت هایی که دانش آموزان باید انجام دهند. از عواملی هستند که مدت زمان تدریس را مشخص می سازند البته بدون نوشتن و تدوین برنامه و طرح درس هم می توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم می خواهد از کارآیی مؤثر در فرآیند تدریس برخوردار باشد. باید طرح درس خود را دقیقاً تنظیم نماید. در تنظیم طرح درس، اهداف رفتاری، انتخاب محتوا و فعالیت های آموزشی باید در هسته مرکزی آن قرار گیرند. از فواید توجه به سازه های فوق در فرآیند طراحی، موارد زیر را می توان نام برد:
1. به معلمان در فرآیند تدریس کمک می کند.
2. برای انتخاب مواد آموزشی، بسیار مفید می باشد.
3. در تعیین تکالیف درسی تک تک دانش آموزان مؤثر است.
4. برای انتخاب و ساختن سؤالهای ارزشیابی، ارزشمند هستند.
5. در خلاصه کردن و اعلام نتایج ارزشیابی به معلم کمک می کند.
6. در "خود ارزیابی" دانش آموزان عامل بسیار مفیدی است.
7. دانش آموزان را به یاد گیرندگانی خودکفا تبدیل می کند.
علاوه بر موارد فوق، دلایل مختلفی برای اثبات لزوم تهیه طرح درس وجود دارد. یک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر می سازد که در طول دوره ی آموزشی خود به دقت در مورد همه چیز فکر کند. در تنظیم و انتخاب منابع مورد نیاز کمک بزرگی محسوب می شود و می تواند معلم را در زمینه های زیر یاری دهد:
1.انگیزه های لازم را ایجاد کند.
2. بر قسمتهای مختلف درس از جمله تجارب یادگیری دانش آموزان به نحو مطلوب تأکید کند.
3. اطمینان دهد که کلیه اطلاعات مورد نیاز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.
4. امکان استفاده از وسایل آموزشی را فراهم می سازد.
5. طرح سؤالهای مناسب را پیش بینی می کند.
6. تدریس معلم براساس برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده انجام می شود.
معلمان کارآمد معمولاً تلاش می کنند طرح درس، دقیق با جزئیات کامل بنویسند و براساس آن فعالیت های آموزشی را دنبال می کنند. البته گاهی می توان از طرح درسهایی که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهای مورد نظر را خود شخصاً تنظیم نمایند و در طول دوره های آموزشی همواره به اصلاح و تکمیل آن بپردازند. طرح درس به دلیل این که مراحل تدریس را مشخص می کند، راهنمای معلم در فرآیند تدریس است. یک طرح درس شامل فهرستی است که در هر ستون آن یکی از مراحل تدریس به شرح زیر نوشته می شود:
1. هریک از واحدها و یا درسها و زمانی که باید صرف آن شود.
2. فعالیت هایی که دانش آموزان باید در آن درس یا واحد یادگیری انجام دهند.
3. مطالبی که باید به وسیله ی معلم به دانش آموزان ارائه شود.
4. نکات کلیدی موجود در محتوای کتاب درسی یا سایر منابع مورد استفاده ی دانش آموزان مشخص می شود.
5. وسایل یا فعالیت های آموزشی مانند فیلمها، بازدیدهای علمی ... و همچنین فعالیت های مربوط به ارزشیابی دانش آموزان را مشخص می کند.
مراحل نگارش و تنظیم طرح درس روزانه
رعایت مراحل و نکات زیر برای تدوین یک طرح درس خوب لازم و ضروری است:

 

  1- موضوع یا عنوان درس

عنوان درس باید به طور دقیق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاریم، عنوان گویایی نیست، بلکه بهتر است بنویسیم: «چگونه می توان از دماسنج استفاده کرد» یا «طریقه ی استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزیه و تحلیل موضوعات مسلط باشد بهتر می تواند برای آن، عنوان مناسب انتخاب کند.  

 

  2- تعیین و نگارش عناوین فرعی یا رئوس مطالب

پس از تعیین و نوشتن موضوع درس، طراح باید عناوین فرعی موضوع درس را مشخص سازد، ترتیب و توالی مناسب عناوین فرعی همواره باید مورد توجه قرار گیرد. عناوین فرعی، بهترین راهنمای نگارش هدفهای جزئی است؛ زیرا براساس هر عنوان فرعی می توان یک هدف جزئی نوشت.  

 

  3- نوشتن هدف کلی درس

نوشتن هدف کلی یک جلسه تدریس، همانند هدف کلی یک دوره ی آموزشی است؛ اما در قالب یک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهای کلی جلسات باید موجب تحقیق اهداف کلی دوره شوند. به عبارت دیگر اهداف کلی هر جلسه ی تدریس، عناصر یا مراحل رسیدن به اهداف کلی دوره را مشخص می کنند. در نوشتن هدف کلی هر جلسه نیز معمولاً از افعال کلی استفاده می شود. ذکر شرایط و معیار در این نوع از اهداف ضرورتی ندارد.  

 

  4- نگارش و تنظیم هدفهای جزئی درس

ساده ترین راه نوشتن اهداف جزئی یک درس، این است که براساس هر موضوع فرعی یک هدف جزئی نوشته شود. ماهیت اهداف جزئی همانند هدف کلی درس است؛ اما در قالب موضوعی ریزتر و محدودتر. به عبارت دیگر، هدفهای جزئی درس، اهداف زیرمجموعه هدف کلی درس می باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئی و تنظیم درست توالی آن، می تواند موجب نظم بیشتر فعالیت های آموزشی شود و در نهایت، تحقق هدف کلی را تضمین نماید.  

 

  5- نگارش و تنظیم هدفهای رفتاری درس

پس از نوشتن هدفهای جزئی، طراح باید هدفهای جزئی را تبدیل به هدفهای رفتاری نماید. هدفهای رفتاری هر جلسه تدریس باید با توجه به شرایط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حیطه های یادگیری تنظیم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و یا به صورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب گردد. در هدفهای رفتاری: عملکرد (نوع رفتار)، شرایط و معیار دقیقاً باید مشخص شود.  

 

  6- تعیین رفتار ورودی دانش آموزان

پس از نوشتن هدفهای رفتاری درس، رفتار ورودی دانش آموزان یا پیش نیازهای تحقق هدفهای رفتاری باید مشحص شوند. گروهی معتقدند که ابتدا باید رفتارهای ورودی دانش آموزان در بررسی، مشخص و سپس هدفهای رفتاری نوشته شوند. چنین رویکردی در نظامها یا دوره هایی صادق است که محتوا و کتاب مشخصی ارائه نشده باشد و معلم کاملاً در انتخاب و سازماندهی مطالب درسی آزاد باشد. در نظام آموزشی ایران به دلیل متمرکز بودن، اجرای چنین پیشنهادی تقریباً غیرممکن است.  

 

  7- ارزشیابی تشخیصی

اغلب سؤال می شود که معلمان چگونه می توانند اطلاعات پیش نیاز یا رفتار ورودی دانش آموزان را تشخیص دهند؟ این امر توسط ارزشیابی تشخیصی ممکن می باشد.
معلم بر اساس تخصص و مهارتی که دارد باید ابتدا رفتار ورودی را پیش بینی کند و سپس براساس دانش پیش نیاز درس مورد تدریس، سؤالهایی طرح نماید. سؤالهای طرح شده باید در ستون ارزشیابی طرح درس نوشته شود. این سؤالها قبل از تدریس باید از دانش آموزان پرسیده شوند، تا وجود یا عدم وجود پیش نیاز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پیش نیاز درس مورد تدریس، مخصوصاً زمانی که موضوع درس با موضوعات قبلی و بعدی ارتباط تسلسلی داشته باشد، حتماً باید رفتار ورودی ترمیم گردد.
 

 

  8- نگارش مراحل اجرای تدریس

در آموزشهای مستقیم تنظیم نحوه ی ارائه محتوا به ترتیب اهمیت به چند مرحله به شرح زیر تقسیم می شود:
الف- مرحله ی آمادگی
مرحله ی آمادگی خود، شامل قسمتهای زیر می باشد:
-آمادگی معلم
بدیهی است برای انجام هر کاری باید آمادگی داشت. موضوع تدریس نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد. معلم باید پیش بینی کند که در کلاس درس چه فعالیتی را می خواهد انجام دهد و چگونه می خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه می خواهد در کلاس درس انگیزه ایجاد کند و این انگیزه را تا پایان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه می خواهد کلاس را به پایان برساند؟
-آمادگی دانش آموزان
اگر دانش آموزی به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیت های آموزشی با او همکاری ننماید، عمل تدریس به مفهوم واقعی آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاری آنها مستلزم آماده شدن برای فعالیت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلی هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدی متوجه کلاس و فعالیت های مورد نظر نماید. معلمان با تجربه در این مرحله از روشهای مختلفی استفاده می کنند.
علاوه بر موارد ذکر شده، معلم باید قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسایل آموزشی مورد نیاز را در کلاس آماده نماید. چنانچه در کاربرد بعضی از وسایل مهارت چندانی نداشته باشد، باید قبل از رفتن به کلاس و به کارگیری وسایل در حضور دانش آموزان، تمرین لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نماید. معلم نه تنها باید وسایلی را که خود برای تدریس لازم دارد آماده کند، بلکه باید وسایلی را که دانش آموزان برای کسب تجارب و انجام دادن تمرین بدان نیازمندند، نیز تهیه کرده، در اختیار آنان قرار دهد.
ب- مرحله معرفی و بیان هدفهای صریح آموزشی
معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، باید موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفی کند. معرفی درس و اهداف آن باید به گونه ای صورت گیرد که متناسب با ساختار شناختی دانش آموزان باشد.
معرفی درس و هدفهای رفتاری آن، دانش آموزان را برای آشنایی با تجارب یادگیری و سعی در دستیابی به آنها آماده می سازد. معلم باید انتظارات خود را از دانش آموزان، بسیار ساده، روشن و مشخص بیان کند. زمان اختصاص داده شده برای معرفی درس نباید بیش از 3 تا 5 دقیقه وقت کلاس را بگیرد.
ج- مرحله ی ارائه درس
در مرحله ی ارائه درس، محتوای مورد آموزش باید دقیقاً مشخص شود. از روشهایی چون سخنرانی، بحث گروهی، نمایش تصاویر، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهایی که برای آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم باید اطمینان حاصل کند که بخشهای مختلف محتوا با یک روال منطقی ارائه خواهد شد و هیچ نکته نامفهومی در میان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم برای هر قسمت به طور دقیق مشخص شود. ارائه محتوا در حقیقت قسمت اصلی کار تدریس و شامل دو عامل جدا ناشدنی است:
1- سازماندهی کلیه محتوای درس و توالی آنها باید رعایت شود.
2- روش آموزش قسمتهای مختلف مشخص شود.
به طور مثال معلم باید حداقل نکات زیر را پیش بینی کند:
الف) سؤالهایی که باید پرسیده شوند.
ب) در هنگام بحث دلایل لازم پیش بینی شود.
ج) در حدود 5 تا 10 دقیق فیلم نشان داده شود.
د) پس از نمایش فیلم، موضوع مورد بحث قرار گیرد.
معلم باید پیش بینی کند که منظور از سؤال چیست؟ آیا فقط برای جلب توجه دانش آموزان است و نیازی به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ی چه کسی است؟ معلم یا دانش آموزان؟ آیا سؤال بر روی نکات اصلی درس تأکید دارد؟ آیا سؤال ایجاد انگیزه می کند؟ آیا سؤالها سبب مؤثر شدن تدریس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آیا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک می کند؟ آیا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهیم، اصول خاص و مورد نظر جلب می نماید؟
سؤالها باید زمینه ی بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بین معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بیان دیگر، سؤال باید سبب شناخت بهتر و ایجاد قدرت تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزیابی، نتیجه گیری و تعمیم در دانش آموزان شود. مقدمه در ارائه محتوا بسیار مهم است. یک مقدمه خوب می تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ی آنها را به ادامه درس برانگیزد. مقدمه خوب شامل مطالب زیر است:
1- درس در چه موردی صحبت می کند؟
2- کجا و در چه زمانی دانش آموزان می توانند از آنچه در این درس می آموزند، استفاده کنند؟
3- چگونه باید مطالعه کنند و مفاهیم را بیاموزند؟
4- بازنگری مختصری از آنچه در درسهای قبلی مرتبط با موضوع آموخته اند.
تکرار مطالب پیش نیاز معمولاً برای مؤثر کردن تدریس لازم است؛ اما لازم نیست همیشه از یک روش برای یادآوری رفتار ورودی استفاده کنیم. معلم باید روی نکات کلیدی رفتار ورودی تأکید کند تا درس جدید راحت تر و قابل فهم تر شود. این تکرار نباید طولانی باشد.
د- مرحله ی خلاصه کردن و نتیجه گیری
برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندی و نتیجه گیری شود. تلخیص و جمع بندی، مفاهیم از دست داده شده در طول آموزش را برای دانش آموزان روشن می کند بهتر است تلخیص و نتیجه گیری توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهایی را ارائه نماید.
ه- مرحله ی ارزشیابی
بعد از ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری، لازم است معلم از چگونگی تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه این عمل ممکن است در طول فعالیت های آموزشی به طور ضمنی انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پایان ارائه محتوا، با مقایسه سطح مهارتی که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسیده اند، میزان یادگیری دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدریس خود را ارزشیابی کند.
زمان ارزشیابی، بستگی به مدت زمان تدریس دارد؛ اما این مرحله نباید زیاد وقت کلاس را بگیرد. به طور متعادل می توان ده دقیقه برای این کار در نظر گرفت. سؤالهای مرحله ی ارزشیابی باید بر اساس هدفهای رفتاری درس طرح شوند.
و- مرحله ی تعیین فعالیت های تکمیلی
معلم می تواند برای تقویت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگی واقعی دانش آموزان فعالیت هایی را در خارج از کلاس پیش بینی کند. این تکالیف، بخشی از مطالعات مربوط به درس محسوب می شوند. معلم باید این نوع فعالیتها را دقیقاًً پیش بینی کند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد. معرفی منابع مطالعه یا فعالیت مانند: کتاب، مقالات جدید، فیلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت می دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از این امکانات افزایش دهند.
اگر معلم انتظار داشته باشد که وظایف و فعالیت های تکمیلی خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصی انجام شود، باید اصولی را که در ذهن دارد به طور واضح و دقیق به دانش آموزان اعلام کند. اگر این اصول، به صورت شفاهی از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراین بهتر است اصول و معیارها به تفصیل به صورت کتبی و در صورت امکان همراه با مثال در اختیار دانش آموزان قرار داده شود. چنین کارکردی در وقت کلاس صرفه جویی کرده و به دانش آموزانی که غیبت دارند و یا در فاصله ی اعلام فعالیت های تکمیلی تا زمان انجام آن بعضی از اصول را فراموش می کنند، کمک می کند.
در اکثر مواقع، معلم تکالیف خواندنی، یا انجام فعالیت در خانه را زمانی ارائه می دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکالیف در روند یادگیری دانش آموزان اهمیت دارد، باید بیش از این به آن توجه شود، یکی از بهترین شیوه های تعیین فعالیت های تکمیلی (تکالیف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنمای از قبل تنظیم شده است. اینکه راهنمای تعیین تکالیف به چه صورتی نوشته شود و چه امکاناتی در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعیت آموزشی و نوع درس بستگی دارد. در زیر یک نمونه از راهنمای فعالیت های تکمیلی دانش آموزان آورده شده است:
 

 

  - مقدمه
- اهمیت موضوع
- تکالیف و تاریخ ارائه آنها
- مطالعات و مطالبی که باید خوانده شوند.
- مسائلی که باید حل شوند.
- گزارشهایی که باید نوشته شوند.
- آزمایشهایی که باید انجام شوند.
- سؤالهایی که دانش آموزان باید با مطالعه ی شخصی به آنها پاسخ گویند.

منابع - اطلاعات کامل در مورد منابع
یکی از انواع تکالیفی که بسیار مفید و ارزشمند است، کاربرد فعالیت های آموزشی در خارج از کلاس درس می باشد. کاربرد مفاهیم آموخته شده زمانی امکان پذیر است که مطالب آموخته شده به طور ذهنی و عملی در کلاس تمرین شود. اگر دانش آموزی مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهنی تحلیل کند و در موقعیت شبیه سازی شده به کار گیرد، می توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعیت حقیقی نیز به کار گیرد. کاربرد مفاهیم، سبب می شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهیم آموخته شده در فرآیند استفاده کنند.
 

 

نویسنده : سردارمحمد ساعی ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸۸
تگ ها: